تبلیغات
پیغام مدیر : به شما كاربر گرامی سلام عرض می كنم . امیدوارم در این وبلاگ دقایقی خوبی را سپری كنید . برای آگاهی از امكانات این وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید .
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
سال ۱۹۹۴ در دبیرستان واشنگتن شخصی بنام چستر بنینگتون به عنوان خواننده وارد گروهی بنام گری دیز (Grey Daze) میشود، گروه دو آلبوم بنامهای No Sun Today و Wake Me منتشر میکند. اما بعد از مدتی به خاطر مشکلاتی که چستر با گروه داشت مجبور میشود گروه را ترک کند.
در همین ایام Brad Delson (گیتاریست گروه) و Mike Shinoda (رپ وکال) گروه با هم تمرین موزیک میکردند و در دانشگاه هم مشغول تحصیل بودند. Delson در UCLA واقع در Westwood-California و Shinoda هم در دانشگاه Art Center College Of Design واقع در Pasadena-California. گیتاریست گروه یعنی Brad در UCLA با Dave Farrel (بیس گیتاریست) آشنا میشه. Delson و Farrell با هم در خوابگاه چون هم اتاق بودند به تمرین موسیقی میپرداختند در اون موقع Dave در گروه the Tasty Snax همراه Mark Fiore فعالیت حرفه ای میکرد که البته گروه بعد از مدتی به The Snax تغییر نام پیدا کرد. در همین اوضاع Mike Shinoda با Mr.Hahn (دی جی) گروه در دانشگاه آشنا شد.
Farrell و Hahn به Super Xero که البته اسمش کوتاهتر شد Xero پیوستند و پنج نفری بهمراه یه وکالیست بنام Mark Wakefield شروع به ضبط اولین آلبوم خود کردند یه نوار دمو (Demo Tape) و گروه نوار رو به چندین کمپانی برای انتشار فرستادند اما متاسفانه هیچکدام حاضر به بستن قرارداد با Xero نشد. چندی بعد Mark گروه رو ترک کرد.
بنابراین Mike یه آگهی مبنی بر نیاز به یه خواننده تمام وقت تنظیم و پخش کرد در همین زمان هم Brad به عنوان مسئول فنی ارتباطات در یکی از نمایندگی های Warner Brothers و برای Jeff Blue شروع به کار کرد و بعد از مدتی کوتاه Blue چستر رو به اونها (Brad and Mike) معرفی کرد, خواننده ای جوان و مستعد از شهر Phoenix که بدنبال یه گروه برای عضویت میگرده.
Shinoda و Delson یه نوار از کارهای خودشون رو بصورت Instrumental (بدون کلام) برای Chester Bennington فرستادند تا چستر صدای خودش رو روی نوار ضبط و برای اونها مجددا بفرسته. بعد از مدتی کوتاه چستر با مایک تماس تلفنی گرفت و از پشت همون تلفن کار خودش رو برای وی پخش کرد, گروه از کار چستر خیلی خوششون اومد و ازش خواستند تا سریعا از Phoenix به LA پرواز کنه و کار خودش رو تحویل و یه تست نهایی در استدیو بده و اگه مورد قبول قرار گرفت قرارداد با گروه رو امضاء کنه. چستر در استدیو حاضر شد و بعد از تستی که داد چند خواننده دیگری که برای تست اومده بودند اصلا اونجا رو با شنیدن صدای چستر ترک کردند
لطفاْ ادامه بیوگرافی را در ادامه مطلب بخوانید
Nickelback یک گروه موسیقی راک، اهل کشور کاناداست که در سال 1995 در آلبرتا Alberta، با حضور Chad Kroeger ، Mike Kroeger و Ryan Vikedal شکل گرفت. آهنگ "How You Remind Me" از سومین آلبوم این گروه که "Silver Side Up" نام داشت، توانست در رده اول محبوب ترین آهنگ های کانادایی قرار گیرد و همزمان آهنگ برتر Billboard Hot 100 ، چارت هفتگی مجله آمریکایی مشهور"بیلبورد" شد.
این موفقیت که اولین بار نصیب گروه موسیقی کانادایی "The Guess Who" در آلبوم "American Woman" شده بود، برای دومین بار توسط گروه نیکل بک تکرار شد.
از میان جوایز معتبری که این گروه تا کنون موفق به دریافت آنها شده می توان به : نه جایزه از Juno Awards، بزرگترین جشنواره موسیقی کشور کانادا، یک جایزه American Music Award ، جایزه MTV Video Music Award برای آهنگی در فیلم "قهرمان Hero " و جایزه World Music Award برای پرفروش ترین آلبوم راک، اشاره نمود. نیکل بک علاوه بر موارد فوق که با دریافت جایزه همراه بود، در رشته های متعدد دیگری از جشنواره های مذکور نیز در لیست کاندیدها قرار داشته است. در چهارم دسامبر سال 2006 این گروه با کسب سه جایزه از پنج مورد کاندید شده در Billboard Music Awards ، موفقیت خود را مجددا تکرار نمود.
لطفا ادامه بیوگرافی را در ادامه مطلب بخوانید
عصر متال که جریان اصلی را تحت استیلا داشت با ظهور نیروانا و دیگر گروههای موزیک که نشان دهنده موفقیتهای دوست داشتنی آلترنانیو راک بودند، به پایان رسید.
با این موفقیتها، گروههایی که از دهه هشتاد فعال بودند شهرت بیشتری به دست آوردند و در کانون توجه قرار گرفتند. مخصوصا، گروههایی که ترکیبی از سبکهای راک جایگزین و هوی متال را داشتند به تدریج شتاب بیشتری گرفتند و ژانر مرکبی تحت عنوان متال جایگزین را تشکیل دادند. این ژانر شامل موارد زیادی از جمله گروه مبتنی بر گرانج آلیس این چینز، ادیکشن جینز متاثر از گوت، زومبی مرکب از نویز راک و گروههایی بود که تحت تاثیر ژانرهای جایگزین متعدد دیگری قرار داشتند. رد هات چیلی پپرز راک جایگزین خود را با پانک، فانک، هیپ هاپ و متال، دانزیگ به عبور گلن دانزیگ از پانک، از طریق دث راک (با ساماهین (و ورود به متال، مینیستری ادغام کردن متال را به موسیقی صنعتی خود آغاز کرد و پریمس عناصری از پراگ، فانک، پانک، ترش متال و موسیفی آزمایشی را با هم در آمیخت.
با موفقیت بیشتر متال به عنوان سبک جایگزین درجریان رایج، گروههای قابل توجهتراین سبک همچون فیر فکتوری، (گروه) هلمت، (گروه) ملوین منسون، طغیان علیه ماشین و (گروه) تول گروههای جدید موسیقی راک را تحت تاثیر قرار دادند. این گروهها مثل گروههای قبلی ترکیبی از راک جایگزین و هویمتال نبودند، بلکه ژانر جدیدی بودند که از آن الهام گرفته بود و با نامهای نیو متال سناخته شدند. کورن، لیمپ بیزگیت و (گروه) اسلیپنات/ اسلیپنات از سرشناسترین گروههای هویمتال هستند. نیو متال از طریق برنامههای پرسروصدای امتیوی و شکلگیری فهرست جشنوارههای موسیقی/ جشنوارههای موسیقی اوزی آبورن اوزفست متال، در جریان رایج به موفقیتهای بیشتری رسید که لینکین پارک با فروش ۳۵ میلیون آلبوم در راس آنها قرار داشت. در مورد موفقیتهای گسترده نومتال و اینکه از نقطه نظر متداول، این سبک در ردیف متال قرار دارد یا نه بحثهای فراوانی وجود دارد، مضاف بر اینکه طرفداران فهرست ژانرهای هویمتال در مقابل متال افراطی/ ژانرهای متال افراطی (که خود موضوع بحث تصفیهانگاران است) اغلب تاکید دارند که چنین نیست. در سالهای اخیر، گروههای متال کور فراوانی در اوزفست برنامه اجرا کردهاند که همین امر به افزایش محبوبیت این سبک از موسیقی کمک فراوانی کردهاست. برخی این سبک را جانشین نیو متال میدانند، در حالیکه برخی دیگر معتقدند که این سبک به روشی همچون نومتال به محبوبیت رسیده و رواج خواهد یافت.
یکی از طراحان اصلی متال وجدآور (پست تراش)، از ژانرهای فرعی موسیقی هویمتال، پنترال بود که ژانر مذکور با این سبک موسیقی شباهت اندکی دارد. پس از آنکه گروههای موسیقی به خاطر گرایش به سبک جاز بلوز و صداهای بمتر گروههای اصلی هویمتال همچون لد زپلین، اثرگذاریهای پیشپاافتاده را کنار گذاشتند، متال خوفناک که آهنگی آرامتر دارد رواج بیشتری پیدا کرد. بدون شک، سرشناسترین گروه در این سبک از احیای موج اول متال، گروه او منفی بود که ادعا میکرد از کارهای یکشنبه سیاه و حتی بیتلز الهام میگیرد. این امر برای متال نابودی محبوبیتی ناگهانی به همراه آورد و همچنین باعث شد بازهم علاقهها به سمت گروههای قدیمی هویمتال جلب شود
در ۲۸ اکتبر ۱۹۸۱ لارس آلریک نوازنده درام به جیمز هتفیلد نوازنده گیتار و خواننده پیشنهادی میکند که جیمز نمیتواند آن را رد کند: « من برای گروهم ، بر روی آلبوم جدید اسلیگل جائی برای یگ آهنگ دارم».
حقیقت این است که لارس تا آن زمان گروهی نداشت ولی آنروز ، هنگامی که جیمز به او پیوست این گروه دیگر شکل گرفته بود.آن دو اولین آهنگ را با یک دستگاه ارزانقیمت ضبط کردند در حالی که جیمز وظیفه خواندن و نواختن گیتار «ریتم» و «باس» گیتار را به عهده گرفت،لارس نواختن «درام»را به عهده گرفت و به تنظیمات موسیقی کمک کرد و نقش گرداننده را داشت.سرانجام ران مک گاورنی برای نواختن باس گیتار به گروه پیوست و دیو ماستین وظیفه نواختن گیتار را اتخاذ کرد ، گروه اسم خودمانی متالیکا به معنی «یورش متال جوان » را اتخاذ کرد و شروع به اجرای برنامه در منطقه لس آنجلس کرد و در گشایش کنسرت گروههایی چون ساکسون قطعاتی اجرا میکرد.آنها سرانجام دمویی تمام عیار به نام «نبود زندگی تا چرم»ضبط کردند . این دمو توسط داخل و خارج توسط لارس و دوستان خرید و فروش کننده نوارهای متالش پخش شد.« نبود زندگی تا چرم » توجهی نسبت به جمعیت زیر زمینی متال برانگیخت و گروه علاقه مندانی خصوصا در سانفرانسیسکو و نیویورک یافت . گروه دو برنامه در سانفرانسیسکو اجرا کرد تماشاچیان آنجا را از تماشاچیان «آنجایند که دیده شوند» لس آنجلس، دوستانه تر یافت.آنجا همچنین توجه گروه خوب و آینده دار تروما خصوصا نوازنده باس آنها یعنی کلیف برتون را جلب کردند . سرانجام متالیکا به شمال ایالت نقل مکان کرد و کلیف به گروه پیوست
در نیویورک یک نسخه از « نبود زندگی تا چرم» به صفحه فروشی جان زازولا که به درستی بهشت متال نام داشت راه یافت.زازولا به سرعت متالیکا را استخدام کرد که به شرق بیایند و چند برنامه اجرا کرده و آلبومی ضبط کنند.گروه به نیویورک رفت ، تنها برای اینکه به اطلاع گردانده/تولید کننده خود برسانند که :« نوازنده لید گیتارمان باید برود» رادی مارک ویتاکر گیتاریست گروهی را در سانفرانسیسکو پیشنهاد کرد و در اول آوریل ۱۹۸۳ کرک همت به متالیکا پیوست.آلبوم اول متالیکا «همه شان را بکش» در اواخر ۱۹۸۳ انتشار یافت
لطفا ادامه بیوگرافی را در ادامه مطلب بخوانید

جیمز هتفیلد درسوم آگوست سال 1963 در شهر "دونی" درمنطقه "لوس آنجلس"در ایالت "کالیفرنیا" به دنیا آمد.پدر و مادراو ",ویرجیل" و"سینتیا" از پیروان و هواخواهان تعصبی فرقه مسیحیان پروتستان بودند, از این رو, بیشتر دوران جوانی او تحت الشعاع مذهب قرار گرفت.آنها بنا براعتقاداتشان به شدت مخالف مصرف دارو و یا هر گونه کمک پزشکی بودند و ازاعتقاد خود دست نکشیدند تا زمانی که درگذشت مادراو براثر بیماری سرطان درشرف وقوع بود.مرگ مادر جیمز و متعاقباً رابطه آشفته ی او با مذهب هردو مسایلی هستند که همواره موضوع اصلی برخی از اشعارگروه Metallica بوده اند(ترانه های Mama Said"" و The God That Failed" "درمورد مادر و پدر جیمز و ترانه "Until It Sleeps" درمورد بیماری سرطان است که موجب مرگ هردوی آنها شد.).
جیمز 9 ساله بود که اولین تعلیمات ساز پیانو را فرا گرفت.او سپس شروع به نواختن درامِ برادرش دیوید کرد و سرانجام در سن چهارده سالگی اولین گیتار را بر دوش آویخت.مشوق اصلی او "Aerosmith"و گروه های دیگری مانند Black Sabbath","The Beatlesd","Queen","Led Zeppelin"" و"Thin Lizzy"بودند."هتفیلد" اولین گروه خود را به نام"Obsession" درسال های آغازین نوجوانی اش تشکیل داد.این گروه متشکل از برادران "ولوز" به عنوان نوازندگان باس و درام،"جیم آرنولد" نوازنده گیتار و "هتفیلد" به عنوان خواننده اصلی بود.اما خیلی زود خروج برادران "ولوز" موجب از هم گسستن گروه شد.
جیمز پس از عظیمت به شهر "بری" به سبب مرگ مادرش،به دبیرستان "بری اولیندا" رفت و در آنجا با "جیم مولیگان" که یک نوازنده درام بود آشنا شد.او سپس دومین گروه خود را با نام"Phantom Lord" که متشکل از یکی از همکلاسی های آنها به نام "هو تنر"،به عنوان نوازنده گیتار،"مولیگان" نوازنده درام و جیمز به عنوان خواننده و نوازنده گیتار بود.گروه تا زمان فارغ التحصیلی تعداد محدودی نوازنده باس را به خدمت گرفت،این زمانی بود که جیمز به شهر "دونی" بازگشت و سومین گروهی را که رهبری آنرا بر عهده داشت با نام "Leather Charm" تشکیل داد.تنها تفاوت این گروه با گروه قبلی این بود که جیمز دیگر گیتار نمی نواخت،در حالی که "تنر" و "مولیگان" همان جایگاه های قبلی را داشتند."Leather Charm"عمداتاً یک گروه"Hard Rock" نواز بود.این گروه موفق به اجرای موسیقی در چند مهمانی شد اما سپس شروع به ازهم گسستن کرد.ابتدا "تنر" گروه را ترک کرد،سپس "مولیگان" از گروه جدا شد تا به یک گروه بهتر بپیوندد.به سبب فقدان نوازنده درام،باقی اعضای گروه نیز تصمیم به جدایی گرفتند.این امر باعث شد تا جیمز به دنبال یک نوازنده درام جدید بگردد."هو تنر" او را به "لارز اولریچ" معرفی کرد.و سپس "جیمز" و "لارز" محبوب ترین گروه راک نواز تاریخ را به نام "Metallica"تشکیل دادند.جیمز هتفیلد به عنوان قلب و روح متالیکا شناخته شده است،او همچنین نظارتی استبدادی بر روی محصول نهایی گروه دارد.
در حین ضبط آلبوم"St.anger" جیمز تصمیم به ترک اعتیاد خود به مشروبات الکلی را گرفت.الکل مانند تله ای بود که او را از دوران کودکی اش به دام انداخته بود و در افسردگی نگه می داشت.حتی رفتارهای مضحکانه گروه بر اثر مصرف مشروبات الکلی باعث شد تا به آنها لقب"Alcoholica" داده شود.جیمز پس از 9 ماه به گروه بازگشت.او در حال حاضر هشیار و سالم است و تصمیم دارد همینطور باقی بماند،با وجود تمام وسوسه هایی که ستارگان موسیقی راک را دنبال می کند.
Song: Somewhere I belong
Artist: Linkin Park
Album: Hybrid Theory
زمانی که این امر آغاز شد
من چیزی برای گفتن نداشتم
و در پوچی درون خود گم شدم
سراسیمه بودم
و این حس را از خود خارج ساختم تا دریابم که
من تنها کسی نیستم که این افکار را در سر دارد
در درونم
اما تمام آن چیزی که حرفها برای آنها فاش کرد
تنها چیز واقعی است که می توانم حس کنم
چیزی برای از دست دادن ندارم
منزوی،پوچ و تنها هستم
و تقصیر از خودم است،و تقصیر از خودم است
می خواهم درمان شوم،می خواهم احساس کنم آنچه که فکر می کردم هرگز حقیقت نداشته است
می خواهم رنجی را که برای مدت طولانی احساس کرده ام از بین ببرم
می خواهم درمان شوم،می خواهم احساس کنم که به یک واقعیت نزدیک شده ام
می خواهم آنچه که همیشه آرزویش را داشتم پیدا کنم
جایی که به آن تعلق دارم
و چیزی برای گفتن ندارم
باورم نمی شود که با صورت به زمین نخوردم
سراسیمه بودم
همه جا را گشتم تا دریابم که
این چیزی نیست که من در ذهنم تصور می کردم
پس من چه هستم؟
جز منفی گرایی چه چیزی دارم؟
زیرا نوع نگاه کردن دیگران به خودم را نمی توانم توجیح کنم
چیزی برای از دست دادن ندارم
چیزی برای بدست آوردن ندارم ،پوچ و تنها هستم
و تقصیر از خودم است،و تقصیر از خودم است
من خودم را نخواهم شناخت ،تا زمانی که این کار را خودم انجام دهم
چیز دیگری احساس نخواهم کرد ،تا زمانی که زخمهایم درمان شوند
هیچ چیز نخواهم بود تا زمانی که از خودم فرار میکنم
فرار خواهم کرد،من خودم را امروز پیدا می کنم
All Rights Reserved 2005-2006 © rock-world.MihanBlog.Com
Best Resolution : 1024 X 768